تبليغاتX
ترنج - راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر

ترنج

راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر

 

الهي چون تو حاضري چه جويم و چون تو ناظري چه گويم

 

 

 

 

 

هركس در انزوا زندگي مي كند

 

 با اين همه گاه گاه ميخواهد خودش را به كسي بچسباند

 

هركسي بر حسب دگرگونيهاي روز ،

 

 آب و هوا و كاروبارش

 

 ناگهان دلش مي خواهد بازويي ببيند

 

 تا به آن بياويزد.

 

کسی نمیتواند بدون پنجره اي رو به خيابان ديري بپاید

 

 اگر در حالي نيست كه چيزي را آرزو كند

 

 و فقط خسته و مانده ، دم پنجره اش مي رود ،

 

با چشماني كه از مردم به آسمان و از آسمان به مردم ميچرخد ،

 

بي آنكه بخواهد بيرون را بنگرد ،

 

سر انجام از آسمان به درون انسان پايين كشيده ميشود .

 

 

 


نوشته شده توسط نیما در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 4:36 بعد از ظهر | لینک ثابت |