تبليغاتX
ترنج

ترنج

ای خداوند بخشنده و مهربون

وقتی صبح از خواب بیدار شدم دیدم امروزم مثل همه روزای قبل

 

همه چیز سر جای خودش: شهرمون ، آدمهاش ، ماشینا ، درختا ، کوهها

یه لحظه به این فکر افتادم

 

که ما آدمها از همه چیزهایی که دور و ورمون هستند یه جورایی به نفع خودمون داریم استفاده می کنیم

 

اما خیلی وقتها عین خیالمونم نیست اینهمه بریز و بپاش که داریم میکنیم در مقابلش چه تعهدی نسبت به خدامون داریم؟!

 

وقتی کارمون یه جا گیر میشه و عین خر میمونیم تو گل –ببخشید عین آهو می مونیم تو عسل – فوری یاد خدا می افتیم 

 

 میگیم ای خداوند بخشنده و مهربان

 

ولی تا مشکلمون حل میشه تا همه چی روبه راه میشه خدا رو فوری فراموش میکنیم

 

 و هرجا میشینیم دم از زرنگی خودمون میزنیم

 

تا حالا فکر کردی اگه یه لحظه خدا مارو فراموش کنه و نظرش رو از ما بگردونه چی میشه ؟!

 

 

یا رب نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است

 


نوشته شده توسط نیما در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:50 قبل از ظهر | لینک ثابت |


خودش میدونه چی میگم
ایندفعه بدون بهونه رفتی 

برعکس دفعه های قبل

نمیدونم چرا

برگرد

برگرد برکرد به حرمت همه خاطراتمون 

عکس

ایمیل

عکس

BUZZ

رفتی کلاس تا ۷ که من از مهمونی فرار کردم ، هادی ، انزلی ، مهسا ، من و حسودی؟

من تنها تو زیبا!

التماس   

  عکس 

  عشق من

      آمپر 

    کشید به فشار

قضیه فشار ، گروه فشار ، تحت فشار ، خود فشار

سفت سفت ، دستامو میخواستن ، خیس شد ، عجب دیوونت کردم وقتی دیوونه شدم

من قاطی کردم   آنتن نمیده

 

آراز آراز

 

تقدیم بهت که خیلی ماهی


نوشته شده توسط نیما در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 11:13 قبل از ظهر | لینک ثابت |